پدر بیپولم اغلب میگفت: سرمایهگذاری کار خطرناکی است.
و در مقابل همیشه از پدر پولدارم میشنیدم که: نداشتن سواد مالیست که خطرناک است.
همین حالا هم بیشتر مردم میدانند که باید سرمایهگذاری کنند. مشکل این است که خیلی از این افراد معتقدند سودش به ریسکش نمیارزد. بله به نظر من هم نمیارزد… اگر دانش مالی، تجربه و راهنمای کافی نداشته باشید.
سرمایه گذاری کلید آزادی مالی است و یادگیری آن بسیار اهمیت دارد. آنها که سرمایهگذاری نمی کنند یا بلد نیستند و ضعیف عمل میکنند در معرض پنج خطر قرار دارند:
۱. تمام عمرشان سخت کار میکنند.
۲. تمام عمرشان نگران پول هستند.
۳. به چیزهایی مثل خانواده، حقوق بازنشستگی یا مراقبتهای دولت وابستهاند.
۴. حد و مرز زندگیشان را پول مشخص میکند.
۵. هرگز طعم آزادی و زندگی واقعی را نخواهند چشید.
پدر پولدارم همیشه میگفت: «وقتی کاری یاد میگیری، مثلا دکتر میشوی، یاد میگیری برای پول کار کنی. آموختن صحیح سرمایهگذاری یعنی یاد بگیری پولت را به خدمت بگیری تا برایت کار کند. لحظهای که توانستی این کار را بکنی، بلیط آزادیت را به دست آوردهای. هرچه پول بیشتری برایت کار کند، تو آزادی بیشتری داری تا به کارهایی که دلت می خواهد برسی. بروی و روی پروژه های مبارزه با سرطان سرمایه گذاری کنی. بروی و اهرام مصر را از نزدیک ببینی. بروی و در شهرستان محل تولدت مدرسه بسازی. بروی و جهان را جای بهتری برای زندگی کنی. اما اول از همه باید مشکلات مالی خودت را حل کنی.»
پدرم از بازی مونوپولی به عنوان یک بازی آموزشی استفاده کرد و من را از سن ۹ سالگی برای ورود به سرمایه گذاری آماده کرد. او پشت سر هم تکرار میکرد: یکی از بزرگترین قوانین ثروت در بازی مونوپولیست. این فرمول را همیشه به خاطر داشته باش: چهار خانه سبز، و بعد یک هتل زیبا.
بازی مونوپولی بازی گردش پول است. مثلا اگر شما یک خانه در زمین خودتان داشتید و ۱۰ دلار میگرفتید، آن میشد ۱۰ دلار گردش پول در ماه. دو خانه ۲۰ دلار. سه خانه ۳۰ دلار. و هتل ۵۰ دلار. خانه های سبز بیشتر و هتل های بیشتر یعنی گردش پول بیشتر، کار کمتر، مالیت کمتر و آزادی بیشتر.
یک بازی ساده با یک درس بزرگ.
پدر پولدار اما بازی مونوپولی را در زندگی واقعی انجام میداد. معمولا من و پسرش را با خود میبرد تا خانههای سبزش را ببینیم؛ خانههای سبزی که روزی یک هتل زیبا بزرگ میشدند، درست در ساحل وایکیکی.
هرچه بزرگتر شدم و پدرم را در حال بازی کردن مونوپولی واقعی میدیدم، درسهای با ارزش زیادی در خصوص سرمایهگذاری یاد گرفتم. برخی از آنها شامل موارد زیر است:
• سرمایهگذاری اصلاً کار خطرناکی نیست.
• سرمایهگذاری مثل سرگرمیست.
• سرمایهگذاری میتواند شما را خیلی خیلی پولدار کند.
• از همه مهمتر، سرمایهگذاری میتواند شما را آزاد کند. انسان را از دست و پا زدن برای به دست آوردن مخارج زندگی و دلواپسی برای پول رها میکند.
به عبارت دیگر منظورم این است که اگر باهوش باشید میتوانید خط لولهای از جریان نقدینگی درست کنید که برای تمام زندگیتان پاسخگو باشد، خط لولهای که در شرایط خوب و بد و رکودهای پیاپی بازار پولسازی کند. گردش مالیتان به همراه تورم به طور خودکار افزایش خواهد یافت و البته همزمان مالیات کمتری هم برایتان میبُرد.
حرف من این نیست که املاک تنها راه سرمایهگذاریست. تنها برای مثال از آن بازی استفاده کردم که بگویم پولدار چطور پولدارتر میشود. آدم میتواند از راههای مختلفی درآمد داشته باشد مثلا بازار بورس، خرید سهام گوگل، یا معامله کردن طلا و نفت، حتی نوشتن کتاب و فروش حق امتیاز.
هزاران راه برای رسیدن به آزادی مالی وجود دارد.
اما چطور می توان راه درست سرمایه گذاری را تشخیص داد؟
.جواب این سئوال
دانش مالی است.
.دانش مالی مشکلات ما را برطرف می کند. دانش مالی بخشی از آگاهی های کلی ماست که برای حل مشکلات مالی و مدیریت کردن سرمایه ها، محاسبه و کاهش ریسک ها از آن استفاده می کنیم خب خبر خوب این هست که دانش مالی را می توان یاد گرفت. اصلا هم پیچیده نیست. نباید نگران باشید اگر تا حالا در مدرسه یا دانشگاه به شما این دانش را یاد نداده اند. شما باید هرچه زودتر دانش مالی را یاد بگیرید تا بتوانید زندگی خود را سرو سامان بدهید و به سمت آزادی مالی حرکت کنید تا به آرزوهایتان تحقق ببخشید.
مشکلات مالی رایج در دنیای امروز، تطبیق نداشتن درآمدها و هزینه های زندگی، نداشتن خانه شخصی، بدهکاری، هزینه های ماشین، هزینه های تحصیلی و…است که با استفاده از دانش مالی می توان آنها را برطرف کرد.
اگر دانش مالی را در خود تقویت نکنیم روز به روز مشکلات وخیم تر می شوند و شرایط روز به روز سخت تر. واقعیت این است که پول تاثیر بسزایی بر سبک زندگی و کیفیت زندگی دارد. پول آسایش می آورد، آزادی زمانی و آزادی انتخاب می آورد.
"برگرفته از صحبت های رابرت کیوساکی، نویسنده کتاب های "پدر پولدار، پدر بی پول" و کتاب "هوش مالی